رفتارهای ناپسند
رفتارهای ناپسند
بعضی چیزهایی هستند که در مملکت ما، ناقص متولد شده است؛ مرور رفتار زشتی که به جهت تکرار تبدیل به فرهنگ فردی ما شده است. اما با کنار گذاشتن آنها میتوان دنیای جدیدی را برای خود و کائنات ساخت که برخی از آنها قرار ذیل میباشند:
۱. هیچکس عقل کل نیست
در این جهان و بین مخلوقات خداوند، از شما بهتر نیز وجود دارد. بعضی از ما تصور میکنیم خدا فقط ما را با نهایت درایت و تفکر آفریده است. نشانهی دانایی؛ اقرار به نادانی و ناتوانی در برابر دانش حقیقی کائنات است. در بارگاه حضرت عشق، آنها که ندانستند، به نادانی خویش اعتراف کردند؛ اما شیطان که فرشتهی مغرور خداوند بود به تصور دانایی خویش، جاهلانه عمل کرد.

۲. با یک بار دیدن یک نفر، قضاوت نکنیم
یکی از کارهای زشتی که معمولاً ما انجام میدهیم، قضاوت غیرعادلانه دربارهی افرادی است که شاید فقط یک بار آنها را دیده باشیم! این نهایت ظلم در حق شخصی است که نمیشناسیمش، آن قدر مطمئن قضاوت میکنیم و به شایعات دامن میزنیم! هیچ اشکالی ندارد که در اظهارنظرهایمان درباره سایرین، عجله نکنیم و برای حرمت و آبروی افراد احترام قائل شویم.
۳. کارشناس چند رشته نباشیم
یک اتفاق زشت خود متخصص انگاری در زمینههای مختلف است. راستی چرا در بیست موضوع متعدد، یک نفر ثابت احساس میکند که خبره است؟ شاید این نیز شهامت بخواهد که وقتی فردی در موضوعی از ما سوالی پرسید، به او بگوییم که «نمیدانم، بلد نیستم، نیاز به تحقیق و مطالعه دارم.»
۴. همیشه فقط حق با ماست؟
همه حق دارند در مسیر احقاق حق خود، تلاش کنند. اما زشتی رفتار برخی از ما این است که همواره حق خود میدانیم که در هر مجادلهای، تصور کنیم حق با ماست. برای لحظهای به موضوع فکر کنید که چند بار جمله «من اشتباه کردم حق با شماست» را شنیدهاید؟ زشت است که فردی همیشه حق را برای خویش بداند!
5. تفریحی، معتاد هیچ چیز نشویم
خیلی از زشتیهای جهان شوخی شوخی جدی میشود. تمام سیگرتیها و معتادان هیچ وقت فکر نمیکردند قرار است در مرداب رفتاری گرفتار شوند که خارج شدن از آن انگیزهی مردانه و سلیقهی زنانه میخواهد. پس حواس مان به رفقای نارفیق و تفریحاتی که مثل از چاله در چاه افتادن است باشد. این نیز رفتار زشتی است که علیرغم دانستن، اما به دلایل مختلف به هر پدیدهی سرگرم کننده معتاد شویم حتی اگر آن چیز ساعتها تلویزیون نگاه کردن باشد، که بی تردید به ضرر ماست.
6. فقط منافع خودمان را جدی نگیریم
همهی آنها که زبالهی موتر خود را در جاده یا در قلب طبیعت رها میکنند باور دارند که منافع شخصی شان مهمتر از منافع جمعی و ملی است. اگر منافع جمعی ما کمی مهمتر از تامین نیازها و خواستههای خودمان بود بسیاری از کارهای زشتی که تاکنون بعضی از ما انجام داده ایم دیگر اجرایی نمیشد، خلافهای رانندگی سرعتها و سبقتها را به خاطر بیاورید. بسیاری از حوادث جاده ای به بهانه و دلیل اجابت منافع آنی و فردی افراد است.
7. به بهانه انجام احکام، اخلاق را فراموش نکنیم
با آن همه خدای کوچک و بزرگی که بیش از ظهور آخرین پیامبر الهی در مکه وجود داشت و سختگیری بزرگان قریش جهت انجام احکام و رفتارهای خاص مورد نظرشان، چه دلیل موجب ایجاد ضرورت بعثت پیامبر اعظم(ص) و نیز پذیرش دین جدید در بین مردم شد؟ حلقهی مفقوده بشر در آن زمان و شاید اکنون، مفهوم «اخلاق» است. اخلاق، دلیل بعثت و ارسال رسالت جدید بوده و هست. حال آیا میشود به بهانهی اجرای احکام، اخلاق را کنار گذاشت؟
8. تغییر از دیگران شروع نخواهد شد
با همه اشکالاتی که اطراف ما وجود دارد اما گروهی فکر میکنند برای اصلاح امور باید اتفاقی از بالا رخ دهد. انگار ما خود نمیتوانیم مبنای تغییر باشیم. برای برطرف کردن زشتی نباید به سایرین و تلاش از ما بهتران متکی بود. این نیز یک رفتار زشت است که ما گناه همه ضعفها را به گردن دیگران بیندازیم و نیز جهت تحول، توقع داشته باشیم که دولت مثلاً افسردگی یا ناآرامی روحی و نداشتن برنامه برای شادی و تفریح پایان هفته ما را تغییر دهد.
9. دروغ مصلحتی، با هر منطقی مصلحت نیست
در ادبیات دینی ما بی نمازی، بی حجابی، بی محاسنی و خیلی بدیهای دیگر؛ دشمنی با خدا و بدترین گناه، ذکر نشده بلکه دروغ و دروغگویی عنوان شده است. پس به هیچ بهانهای نمیتوان دروغ گفت: دروغ برای هرکسی و به خصوص برای کسی که خود از زشتی دروغ میگوید زشتتر است؛ اما کسی که خود مدعی زشتی دروغ و همچنین گوینده دروغ است در واقع دروغ و دروغگویی را برای دیگران زشت میداند و نه برای خود. چنین فردی با دروغ دیگر سعی میکند دروغ ثابت شدهی خویش را کتمان کند.
10. خشن عصبانی بودن، نشانه وقار نیست!
یک رفتار زشت که به جهت تکرار زیاد، متاسفانه به عادت و فرهنگ فردی ما تبدیل شده؛ خود درگیری مزمن است. همیشه خشن بودن و با عصبانیت برخورد کردن، ما را از دیگران جدا میکند. اگر مدیر یا بزرگتر یک خانواده هستید، بد نیست که شخصیت خود را از عینک دیگران ببینید. جدی بودن با عصبانی بودن متفاوت است. معمولاً آدمهایی که ایست قلبی یا سکته قلبی میکنند همانهایی هستند که با لبخند قهر کردهاند.
11. کمتر حرف درست بزنیم و بیشتر درست عمل کنیم
در روزگاری که همه حرف خوب میزنند، خوب عمل کردن باید بیش از پیش مورد توجه مان باشد. یکی دیگر از رفتارهای زشت دیگری که می توان آن را کنار گذاشت، کمتر حرف زدن و بیشتر عمل کردن است. توفیق حرفهای معلمان و مربیان تربیتی را باید در تربیت فرزندان و خانواده ایشان جستجو کرد. نکتهی دیگر، اظهارنظر نکردن درباره همه موضوعاتی که «می دانیم» یا «نمیدانیم» است! اولین گام خردمندی؛ تفکر و سکوت است.
منبع: برترین ها